( ۱)
هم امشب
هزار کهکشان
میان چالاب های بهاری
(۲ )
باد ، خفته یا بید ؟
یا من ،
که بیدار مانده ام
( ۳ )
بهار
بچه گربه نمی دانست
رسم پاره کردن گننجشک
( ۴ )
ریشه در سنگ بسته بادام
تا شکوفه هاش
در افتد
( ۵ )
باد
بوی ریحان می برد
بوی بادام می آورد
( ۶ )
برکه ی بهاری
ندانستم آب بنوشم
یا آسمان
( ۷ )
هم در این ریز - بار بهار
سنگی
کنار جویبارش
( ۸ )
دور از جهان ما
پشته ای
با شقایق هایش
( ۹ )
پشت تپه ها شکفته اند
همین ها
که نامشان نمی دانم
( ۱۰ )
کدام پیش دستی می کردیم
تبریک عید را
اگر " شاپور " زنده بود
+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم فروردین 1387ساعت 11:30  توسط سیروس نوذری
|
