تبليغاتX
ارغوان های ریخته - کمی بهار ........ 10 شعر کوتاه - سیروس نوذری -

ارغوان های ریخته

هم اکنون بپرس / از من / که پاسخی ندارم

 

( ۱)

هم امشب

هزار کهکشان

میان چالاب های بهاری

 

(۲ )

باد  ، خفته یا بید ؟

یا من ،

که بیدار مانده ام

 

( ۳ )

بهار

بچه گربه نمی دانست

رسم پاره کردن گننجشک

 

( ۴ )

ریشه در سنگ بسته بادام

تا شکوفه هاش

                  در افتد

 

( ۵ )

باد

بوی ریحان می برد

بوی بادام می آورد

 

( ۶ )

برکه ی بهاری

ندانستم آب بنوشم

یا آسمان

 

( ۷  )

 

هم در این ریز - بار بهار

سنگی

          کنار جویبارش 

( ۸ )

دور از جهان ما

پشته ای

با شقایق هایش

 

( ۹ )

پشت تپه ها شکفته اند

همین ها

       که نامشان نمی دانم

 

( ۱۰ )

کدام پیش دستی می کردیم

تبریک عید را

اگر  " شاپور " زنده بود

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم فروردین 1387ساعت 11:30  توسط سیروس نوذری  |